محمد تقي جعفري
16
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
« برهان كمالى » گذاشت نه برهان وجودى كه عده اى از متفكرين شرق و غرب گمان كردهاند . آنچه كه شايستهء اصطلاح « برهان وجودى » است ، « برهان صديقين » است كه صدر المتألهين و امثال او پذيرفتهاند ، زيرا در اين برهان ، وجود مطرح مىگردد و ضرورت و وجوب از آن استنتاج مىشود ، در صورتى كه در « برهان وجوبى » يا « كمالى » ، وجوب يا كمال مطلق مطرح مىگردد و وجود از آن ، استنتاج مىگردد . براى تكميل مباحث مربوط به اين برهان ، مراجعه فرماييد به « تفسير و نقد و تحليل مثنوى ، جلال الدين محمد مولوى » ، مجلد 14 ، از ص 18 تا ص 40 . اگر دريافت شهودى جلوهء خداوندى بعنوان كمال مطلق در درون بدون حجاب امكان نداشت ، پيشوايان الهى و حكماى فرزانه ، اين دريافت شهودى را براى انسانها بطور عموم پيشنهاد نمىكردند . البته نسبيت جلوهء نور الهى را در درون انسانها بر مبناى مراتب كمال و نقص آنان ، نمىتوان منكر شد . دليل ديگرى براى اثبات اين كه هيچ چيزى نمىتواند خدا را بپوشاند ، اينست كه هر چيزى كه به عنوان پرده براى پوشاندن تصور شود ، قطعى است كه بايد از مقولهء جسم و جسمانيات يعنى داراى بعد و اجزاء و ضخامت و غير ذلك بوده باشد و خداوند در هيچ نقطه اى از سطوح هندسى و در هيچ نقطه اى از نقاط هستى مانند اجسام و عوارض آنها قرار ندارد كه جسم و جسمانيات بتواند آن وجود اقدس را بپوشاند . صانع غير از مصنوع و ايجاد كنندهء حدّ غير از حدّ محدود و پروردگار غير از پرورده شده است . برهان اجمالى آن تفاوتها ميان خدا و مخلوقات ، بدين قرار است كه خداوند سبحان صانع است ، يعنى سازنده و ابداع كننده و آفريننده است و بقيّهء كائنات ، ساخته شده و ابداع شده و آفريده شده مىباشند . از اين برهان ، بايد حقيقتى را درك كنيم كه عبارتست